blockspare domain was triggered too early. This is usually an indicator for some code in the plugin or theme running too early. Translations should be loaded at the init action or later. Please see Debugging in WordPress for more information. (This message was added in version 6.7.0.) in /home/sardasht/public_html/wp-includes/functions.php on line 6131covernews زودتر از حد مجاز فراخوانی شد. این معمولاً نشاندهندهٔ اجرای کدی در افزونه یا پوسته است که خیلی زود اجرا شده است. ترجمهها باید در عملیات init یا بعد از آن بارگذاری شوند. Please see Debugging in WordPress for more information. (این پیام در نگارش 6.7.0 افزوده شده است.) in /home/sardasht/public_html/wp-includes/functions.php on line 6131سردشت آنلاین | روز پنجشنبه ۲۴ آبان ماه ۱۴۰۳ شهرداری و شورای شهر بوکان در اقدامی عجیب و غریب با انتشار خبر و یک آلبوم عکس یادگاری خودشان و تیزری در خصوص نصب یادمان استاد «علی کردار» خواننده مشهور بیت و حیران کوردی در کنار مزار استاد «حسن زیرک» اسطوره بلامنازع موسیقی کوردی!! تعجب و بهت و حیرت جامعه موسیقی و اهالی فرهنگ و هنر شهر بوکان و منطقه موکریان را برانگیخت.
این اقدام غیر قابل قبول در حالی است که در هیچ جایی از دنیا در کنار مقبره یک هنرمند مشهور و مطرح آن هم در سطح استاد زیرک اقدام به گذاشتن یک سنگ قبر مربوط به فردی دیگر که حتی اگر هنرمند هم باشد، به نام یادمان، چنین اشتباهی را نمیکنند. زیرا این کار در یک کلمه بیحرمتی و توهین آشکار به اعتبار و جایگاه هر دوی آنهاست. متولیان امر در صورتی که کاربلد این عرصه باشند که واقعا نشان دادند متخصص نبوده و نیستند، به نصب سردیس البته اگر در سطح و تراز آن شخصیت باشد، اقدام مینمایند.
اکنون شما با چه توجیهی یک سنگ قبر سیاه و بسیار زشت و اثری کاملا سخیف و غیر هنری و از هر نظر ضعیف را به نام ماموستا علی کردار آن هم با حک کردن یک بیت شعر از ماموستا هیمن!! و سرقت ادبی بدون هیچ اشارهای به نام این شاعر پرآوازه در کنار مزار و آرامگاه ابدی استاد حسن زیرک جانمایی میکنید؟ واقعا با این کار میخواهید چه چیزی را ثابت کنید؟ آیا آنها در یک سطح هنری هستند؟ آیا به شعور فرهنگی مردم بوکان و هنرمندان دهن کجی میکنید؟
لطفا در این شهر یک مسئول پاسخگو باشد، مگر مرحوم «علی کردار» خودش سالهاست که در روستای باغچه، سنگ قبر و مزار ندارد؟ آیا جدیدا قبرش را به بوکان منتقل کردهاید؟ آیا در طول همه این سالها بارها با اشکال گوناگون برایش مراسم یادبود نگرفتهاید؟ حال چه شده که به فکر این افتادید تا سنگ قبر دیگری هم برایش بسازید و درست در جوار استاد زیرک به قول خودتان جانمایی کنید؟ آیا هر کس از راه برسد، شما برای خودشیرینی باید سنگر قبرش را در کنار استاد حسن زیرک بگذارید و بروید با آن عکس یادگاری و دسته جمعی بگیرید؟ واقعا در بوکان چه خبر است؟
اگر نمیدانید، خوب بدانید که استاد «حسن زیرک» نام شهر بوکان را به همگان معرفی کرد، در حالی که آن زمان بوکان یک شهر کمتر شناخته شده و بسیار کوچک بود. پس لطف بفرمایید برای آرامگاه استاد «حسن زیرک» اسطوره موسیقی کوردی که یک میراث ارزشمند فرهنگی و تاریخی شهرستان بوکان میباشد، ارزش و احترام قائل شوید. هنرمند محبوب دلها استاد زیرک در همه بخشهای شهر بوکان که زادگاهش میباشد، تنها همین یک سنگ قبر و آرامگاه ساده را دارد که حالا شما آن را هم از او دریغ میکنید و با گذاشتن سنگ قبر دیگران، متأسفانه به ارزش و جایگاه این استاد فرزانه در نزد مردم و گردشگرانی که از همه دنیا به بوکان میآیند، خدشه وارد میکنید.
این اقدام تأسف آور بار دیگر نشان میدهد که اعضای شورای شهر بوکان هیچ گونه شناختی از مقوله مهم فرهنگ و هنر و جایگاه و ارزش هنر و هنرمندان ندارند و بیشتر برنامههایشان مندرآوردی بوده و خودنمایی مفتضح و کمدی گونهای است که همیشه با واکنش منفی جامعه هنری روبهرو شدهاند. از کی تا حالا سنگ قبر شده المان فرهنگی و هنری؟! چرا این همه عکس؟ خودتان از خودتان خوشتان آمد!!
شهرداری و اعضای دوره ششم شورای شهر بوکان خواهشمند است بیش از این با آبروی شهر بوکان بازی نکنید. لطفا ۶۰ کیلومتر به یک سفر آموزشی و مأموریت کاری با دریافت حقوق و مزایا بروید و کارهای درست و اصولی فرهنگی و هنری را از شهرداری و شورای اسلامی شهر مهاباد یاد بگیرید که در روزهای گذشته آثار نخستین سمپوزیوم مجسمهسازی متشکل از سردیسهای ماندگار تعداد شش نویسنده، شاعر، هنرمند و مشاهیر منطقه موکریان از جمله استادان؛ ههژار، هێمن، خاڵهمین، محمد قاضی، محمد ماملی، ملاغفور دباغی «حافزی مههابادی» را در فاز اول پروژه مقبره الشعرای نامآوران مهاباد با توضیحات کامل بر روی پایههایی زیبا و کاملا حرفهای نصب کردند که برای ساماندهی عالی این مقصد مهم گردشگری باید به آنها دست مریزاد گفت.
انتظار میرود که شهردای، شورای شهر بوکان و مسئولان مربوطه، قبل از انجام چنین اقدامات نمایشی و غیرمسئولانهای، با درک و شناخت بیشتر از جایگاه واقعی هنرمندان و فرهنگ جامعه، راهکارهای صحیح و شایستهای برای تجلیل و احترام به آنها پیدا کنند. امید است که در آینده با تدبیر بیشتری عمل کرده و با احترام به ارزشهای فرهنگی و هنری، میراث و جایگاه این شخصیتهای برجسته را به شیوهای مناسب ارج نهند.
]]>متاسفانه در این درگیری خانه یکی از کشته شدگان توسط خانواده دیگر آتش زده شده و تمام خانه، گاو، گوسفند نیز سوزانده شده است.
]]>شب گذشته افراد مسلح با ورود به خانقاه شیخ آزاد در تپه مالان سقز اقدام به تیراندازی به سوی شیخ و مریدانش نمودند که به علت آن ۲ نفر بنامهای پیمان و پرویز فوراً جانشان را از دست دادند و شیخ آزاد هم به بیمارستان منتقل شد که به علت شدت جراحات دقایقی پیش فوت نموده است.
از هویت قاتلان و انگیزه آنها تاکنون خبری در دست نیست.
]]>آقای پناهی همچنانکه از آثارش پیداست؛ عاشق و بلکه شیفته مردم و میهن خویش میباشد.
آنچیزی که میتوانم بگویم آن است که با آقای پناهی برای روز چهارشنبه هفته پیشرو، قرار ملاقات دارم و قرار است در دفتر کارم میزبان ایشان باشم.»
]]>طبقه بندی Classification : در این مرحله، عاملان نسل کشی با شناسایی گروه هدف بر اساس قومیت ، ملّیت ، مذهب یا سایر ویژگی های تعیین کننده، بین «ما» و «آنها» تقسیم بندی ایجاد می کنند.
نمادسازی Symbolization : در این مرحله به گروه هدف ، نماد یا هویت خاصی داده می شود که آنها را از بقیه افراد متمایز می کند.این می تواند به شکل یک ملت خاص ، نژاد خاص ، آیین خاص ، زبان یا سایر نشانگرها انسانی باشد.
انسانزدایی Dehumanization : در این مرحله، اغلب از طریق تبلیغات یا زبان تحقیرآمیز، گروه مورد هدف برای نابودی، دارای شانی کمتر از سایر انسانها نشان داده میشود. این امر موجب توجیه متجاوزان بمنظور اقدام های خشونت بار علیه انسانها ( گروه هدف) شده و ارتکاب جنایت را اخلاقا برای جنایتکاران تسهیل میکند.
سازماندهی Organization : در این مرحله عاملان نسل کشی ، شروع به سازماندهی و برنامه ریزی اقدامات خود بمنظور پاکسازی گروه هدف می کنند. آنها ممکن است شبه نظامیان یا گروه های خاص نظامی را برای انجام حملات خود تشکیل دهند.
نابودی Extermination : این مرحله نهایی نسل کشی است که در آن ، گروه هدف به طور سیستماتیک و اغلب به تعداد زیاد کشته می شوند. این مرحله تا پاکسازی گروه هدف به طور عمده ادامه مییابد .
تمرکز بر نابودی به مرحله ای اشاره دارد که گروه هدف جمع آوری شده و قبل از کشته شدن در اردوگاه های کار اجباری یا سایر مکان های مشخص در حبس و تحت نظر قرار می گیرد.
تقریبا تمامی این مراحل در عملیات انفال توسط رژیم بعثی ،طرحریزی و انجام شد.
رژیم بعث در تلاش برای سرکوب مقاومت کُردها در برابر حاکمیت اقتدارگرای بغداد، ابتدا رهبران سیاسی و فرهنگی کُرد و سپس غیرنظامیان عادی را هدف این نسل کشی قرار داد.
در ابتدا به سرکردگی شخصی بنام علی حسن المجید مشهور به علی شیمیایی، که پسرعموی صدام بود ، تمام مناطقی که از نظر رژیم بعثی میبایست از ملت کُرد تصفیه شوند تحت نام «مناطق ممنوعه»، شناسایی شدند. بدین ترتیب خانه و موطن کُردها در اولین گام ، منطقه ممنوعه نام گرفت.
سپس طی یک عملیات آدمربایی گسترده دولتی، مردم مناطق ممنوعه که از قبل شناسایی شده بودند ، از زن و مرد و پیر و جوان و کودک ، به صورت جمعی و ناگهانی، ربوده و با ماشینهای زرهی سنگین ارتش بعثی از شمال عراق به مناطق جنوبی و غربی انتقال یافتند. در طول صدها کیلومتر انتقال اُسرای کُرد از شمال عراق به مناطق جنوبی ، تعداد زیادی اطفال، کهنسالان و بیماران و …که توان ادامهی راه را نداشتند، یا در مسیر جان باختند و یا در بیابانها به حال خود رها شدند.
برخی اردوگاههای اقامت موقّت که یادآور جنایات هیتلر در دوران حاکمیت نازیها در آلمان است، خود به قتلگاه کُردهای اسیر تبدیل شد.اردوگاههایی چون «دبس» ، «توبزاوا»، «تکریت» و «نقره سلمان» و…. از این جملهاند.
النهایه در مرحلهی آخر یعنی مرحله نابودی و پاکسازی ، تمام مردان بزرگتر از سیزده سال که در اسارت بعثیها بودند، توسط ارتش صدام کشته شدند. آنها را دستهدسته، از اردوگاهها جدا کرده و به بیابانها، (بویژه بیابان اطراف مرز عربستان) انتقال و در آنجا قتل عام میکردند.
شیوههای اجرای کشتار هم ، تقریبا مشابه شیوههای نازیها بود: گروهگروه، آنان را در کنارههای گودالهای بزرگ ِ ازپیش حفر شده فرستاده و سپس به رگبار میبستند تا در گودال سقوط کنند.
صدام حسین گمان باطلی داشت که با توجه به تمرکز جنگ در آن مناطق میتواند بعنوان غنیمتِ جنگی طولانی و بی ثمر با ایران ، بزعم خودش با اتخاذ راه حل نهایی ، به مساله کُرد در عراق پایان دهد.
او با همین هدف، دست به جنایتی هولناک زد تا ملتی را در خانه خود، برای همیشه از ریشه خشک کند .خیال خامی که نه تنها صدام بلکه برخی دیگر چون اردوغان نیز در ذهن و ضمیر داشته و دارند . صد البته که آنان نیز باید مانند دیکتاتور معدوم عراق این توهم را با خود به گور برند.
صدام در عملیات انفال با اتکا به ژنوساید فراگیر ملی ، نژادی ، فرهنگی و جغرافیایی و با تحمیل تلفات انسانی و خسارات مادی و محیط زیستی فراوان، صحنه های از سبعیت و دردندگی را به پرده کشید که هنوز پس از گذشت سی و پنج سال آثار دهشتناک آن برجای مانده است.
به گزارش دیده بان خاورمیانه (Middle East Watch): قتل عام 182 هزار انسان، تخریب کامل 4 هزار روستا، 30 ناحیه، 3100 مسجد، 100 کلیسا و تاراج داراییهای ساکنین این مناطق در کنار نابودکردن منابع طبیعی و زیستگاههای منطقه، بخشی از برآوردهای خسارتی این عملیات می باشند.
عملیات انفال به طور گسترده در جوامع و سازمانهای بین المللی به عنوان یکی از بزرگترین نسل کشی های تاریخ شناخته شده و یکی از دردناک ترین نمونه های خشونت دولتی علیه جمعیت اقلیت در تاریخ معاصر باقی مانده است.
١٤ آوریل مقارن با ٢٥ فروردین روز گرامیداشت قربانیان این فاجعه است.
یاد تمامی جان باختگان این جنایت بزرگ را گرامی میداریم.
در حقیقت، این استقبال در عالیترین سطح رئیس کشورها صورت گرفت، آن هم کشورهای تأثیرگذار، نه اقلیمی که تعدادی از طرفها خوابهای بدی برای آن دارند.
در این مدت اخیر، اقلیم کردستان تحت فشار اقتصادی و سیاسی و نیز تصمیمگیری درباره توقف صادرت نفت اقلیم کردستان قرار گرفته بود و در عین حال، تعدادی اظهارنظر و همچنین گزارشهای جهتدار و تلاش برای تضعیفکردن جایگاه اقلیم، نتوانست اراده اقلیم کردستان را در هم بشکند.
تحرکات دیپلماتیک رئیس اقلیم کردستان با بغداد و خارج و همچنین عکسالعمل سریع و دقیق حکومت اقلیم کردستان با وضعیت جدید و رسیدن به توافق با بغداد، کارهای هوشمندانهای بودند که نشاندهنده رشد سیاسی و تجربه حکمرانی در اقلیم کردستان است.
با نگاه به این وضعیت، برای من به عنوان یک ناظر سیاسی، دیدارهای روز 13 آوریل 2023 (24 فروردین 1402)، یادآور دیدار 2 دسامبر 2017 بود؛ که آن روز کردستان، در وضعیت سخت تحریم دیپلماتیک، تهدید، شاخ و شانه کشیدن و حرکات انگشتان سهشنبههای نخست وزیر آن زمان عراق و همچنین بستن خطوط هوایی و مرزها قرار داشت. ولی در آن روز، رئیس مکرون در کاخ الیزه؛ در استقبالی نایاب و افتخارآمیز از «نیچیروان بارزانی» که در آن زمان، نخست وزیر اقلیم کردستان بود، به بغداد و همپیمانانش گفت: اقلیم کردستان برای دنیای آزاد حائز اهمیت است و ما آن را حفظ میکنیم.
در دیدارهای «نیچیروان بارزانی» رئیس اقلیم کردستان در رم، با پاپ و نخست وزیر واتیکان، نخست وزیر ایتالیا، رئیس پارلمان و وزیر خارجه این کشور؛ دو طرف درباره موضوعات بسیار ارزشمندی به گفتوگو پرداختند، که بیشتر آنها همان پیامهایی را برای همه در بر دارد که اهمیت اقلیم کردستان و حمایت از اقلیم کردستان را نشان میدهد.
همچنین برای داخل اقلیم کردستان هم بایستی پیامی داشته باشد و آن پیام این است که رئیس پارلمان ایتالیا در دیدار با رئیس اقلیم کردستان گفت: «مردم کردستان، باید به خودشان افتخار کنند.» این پیام، برای تکتک مردم کردستان؛ بیشتر از یک پیام، حائز اهمیت است، مردمی که رودخانهای از خون را برای آزادی اهدا کرده و بر ضد ظلم و ستم و بیداد قیام کردهاند و همانطور که مسئولان کشورهای مختلف ابراز میدارند: «به نمایندگی از همه جهان، در برابر ترور و تروریستها ایستاد و بزرگترین گروه تروریستی را در خاک کردستان شکست داد»، چرا باید اعتقادش به قدرت، تواناییها و سرنوشت خودشان تضعیف شود؟
مردم کردستان که میبیند از طرف کشورهای قدرتمند و مهم دنیا به شیوهای رسمی و همچون رئیس کشورها از رئیس اقلیم کردستان استقبال میشود و پیام حمایت مسئولان عالیرتبه این کشورها درباره کردستان را میشنود، به چه دلیل باید حس عدم اعتماد به نفس را داشته باشد و الان هم مشغول خودخوری و شکست و تضعیف دیگری باشد؟
به چه دلیل، این جایگاه و شهرت زیبای اقلیم کردستان با زندگی مسالمتآمیز و شجاعت پیشمرگه مایه مباهات و افتخار نباشد و با همدیگر برای تقویت آن تلاش نکنیم؟ بایستی به یاد داشته باشیم که اگر چه بعد از قیام سال 1991، بخصوص بعد از کوچ اجباری و دسته جمعی کُردها، حفظ خاک کردستان تنها از دید و منظور انسان دوستانه و کمک به مردمی آواره و ستمدیده صورت گرفت؛ ولی در سالهای بعد، همدلی و زندگی مسالمتآمیز و آشتیجویانه اقوام کردستان و اسکان هزاران آواره و وجود تجربه دمکراسی که شهرت اقلیم کردستان را آوازه جهان کرد و بعدها در شکستدادن داعش به قله خود رسید.
در حال حاضر هم، همزمان با حفظ تمام دستاوردهای ارزشمندی که به دست آمده؛ ضروری است که پایههای رشد و توسعه اقلیم کردستان تقویت شوند. تحرکات کنونی دیپلماتیک رئیس اقلیم کردستان، همتراز با گفتوگوهای حکومت اقلیم کردستان با بغداد، شانهبهشانه دستاوردهای ارزشمند همدلی در میان اقوام کردستان و نیز فرهنگ زندگی مسالمتآمیز و آشتیجویانه، اساس اصلی قدرت نرم (soft power) را تشکیل میدهند.
قدرتی که برای ادامه حمایت دنیای آزاد، حفظ و پیشرفت حقوق اساسی، یکسانی گروههای سیاسی و همچنین یکپارچگی جامعه کردستان، تا تأمین آسایش و زندگی آرام، خیلی ضروری و حائز اهمیت است.
]]>گفته می شود مظلوم عبدی از این ترور جان سالم بدر برده، اما پیش زمینه ها و پیامدهای سیاسی احتمالی این رخداد به گونەای نیست که بتوان به آسانی از آن گذشت.
حمله به فرودگاه سلیمانیه اندکی پس از بسته شدن حریم هوایی ترکیه به روی پروازهای برخاسته از آن صورت گرفته است.
امری که بیانگر آن است که ترکیه به هدف مقابله با حمایت آشکار بافل طالبانی از نیروهای کرد سوریه، رشته ای تدابیر مقابلەجویانە اتخاذ کرده است.
بافل طالبانی در ماه های اخیر با سفر به مناطق تحت کنترل واحدهای مدافع خلق در شمال سوریه و نیز حضور در گردهمایی حزب دمکراتیک خلق ها در دیاربکر، آشکارا سیاست های ” ضد کردی ” اردوغان را به چالش کشیده است.
سقوط دو فروند بالگرد حامل فرماندهان کردهای سوریه در آسمان دهوک که احتمالا از سوی اتحادیەی میهنی کردستان در اختیار افراد مظلوم کوبانی قرار گرفته بودند، روابط آنکارا با سلیمانیه را بیش از پیش وخیم کرده است.
ترکیه به صورت سنتی روابط نزدیکی با اربیل و حزب دمکرات کردستان دارد.
در حالیکه اتحادیەی میهنی در سلیمانیه روابط تنگاتنگی با ایران دارد.
رقابت دیرینەی دو حزب عمدەی کرد و موقعیت ژئوپولتیک خاص مناطقی که هریک در اقلیم کردستان کنترل می کنند، تاثیرات خود را بر اولویت های منطقەی آنها گذاشته است.
تحولی که اخیرا اتفاق افتاده، تغییر حمایت اتحادیەی میهنی از پ.ک.ک و شاخەی سوری آن از وضعیت محتاطانه و نیمه پنهان به حالت آشکار و مبارزەجویانە است.
این تحول ریشه در رقابت های داخلی این حزب، رقابت با حزب دمکرات و ویژگی های شخصیتی رهبر جدید آن بافل طالبانی دارد.
پیش از این پروندەی ارتباط با جنگجویان کرد سوریه، در اختیار لاهور شیخ جنگی رئیس مشترک پیشین اتحادیه و فرماندەی واحد زبدەی ” ضد ترور ” قرار داشت.
نیرویی که توسط آمریکایی ها آموزش دیده و ارتباط نزدیکی با آنها دارد. گفته می شود لاهور از این کانال برای لینک کردن کردهای سوری ضد داعش با فرماندهان آمریکایی استفاده کرد و زمینەی همپیمانی طرفین را فراهم آورد.
اتحادی نه ساله که با وجود مخالفت های شدید ترکیه هنوز دوام آورده است.
دو سال قبل در جنگ قدرتی که میان دو عموزاده در گرفت، حزب دمکرات کردستان با حمایت از بافل طالبانی، به حذف لاهور و اخراج وی از حزب متبوعش یاری رساند.
حزب دمکرات بعنوان قدرت اصلی اقلیم کردستان، مصرانه بدنبال کنترل انحصاری روی دو پروندەی نفت و ارتباطات خارجی است.
از دید آنها نقش لاهور بعنوان طراح پیوند نزدیک آمریکایی ها و شاخەی سوری پ.ک.ک که به حاشیه رفتن انجمن ملی کردها – متحدان پارتی در سوریه – انجامید، نابخشودنی بود.
لذا با حمایت از کودتای بافل طالبانی کوشید به تقویت جناح ” حرف شنوی ” اتحادیەی میهنی یاری رساند.
محاسبەای که اشتباه از آب درآمد. بافل طالبانی پس از ماه عسلی کوتاه با پارتی، برای کسب مشروعیت در میان افکار عمومی و بویژه یارگیری از جناح پرطرفدار لاهور، دست به سیاست های یکجانبه و اقدامات غیرمتعارف زد.
حمایت آشکار و ” انقلابی ” از کردهای سوریه بخشی از راهبرد او هست. او اخیرا آشکارا اعلام کرد که پروندەی “میهن پرستی کردی” را از دست حزب رقیب خارج و به سیاق گذشته دوباره اتحادیه را متولی آن می کند.
اشارەی او مشخصا به سیاست های “اعلامی” و نه لزوما اعمالی پارتی در یک دهەی گذشته به قصد کسب نفوذ در میان کردهای خاورمیانه و جبران نقصان مشروعیت کارکردی از رهگذر کسب مشروعیت انقلابی است.
اما از ظاهر امر چنین بر می آید که بافل با قواعد این نوع بازی چندان آشنا نیست و بی محابا از خطوط قرمز عبور می کند.
بر اساس نوعی مقایسه می توان گفت، سیاست ورزی بافل طالبانی متاثر از الگوی محمد بن سلمان است: هنجارشکنی های پی در پی و عبور از الگوهای متعارف به قصد منکوب کردن رقبا و تثبیت قدرت خویش.
وی بر آن است با این روش، دوباره به سیاق گذشته، اتحادیەی میهنی را در کانون سیاست کردی و رقابت بر سر پدرخواندگی ناسیونالیسم کرد قرار دهد.
حوزەای که در ده سال اخیر به تیول پارتی در آمده بود، به عرصەی رقابتی بدل می شود که اگر به نحوی مهار نگردد، پیامدهای منفی آن حکومت تضعیف شدەی اقلیم را درگیر خواهد کرد.
به صورت کلی می توان گفت رقابت بر سر تبلیغات میهن پرستانه در هر دو حزب، بخشی از جنگ قدرت میان آنها و نیز در درون هر یک از دو حزب است.
رخداد امروز به تنش میان دو حزب و تضاد روزافزون مسرور بارزانی و بافل طالبانی افزوده و معادلات جدیدی را خلق می کند.
]]>این جوان به محض انتقال به بیمارستان توسط کادر پزشکی مورد جراحی قرار گرفت ولی بدلیل جراحات زیاد، فوت کرد.
]]>تحقیقات پلیس برای روشن شدن ابعاد قضیه و علت آن شروع شده است.
]]>