blockspare domain was triggered too early. This is usually an indicator for some code in the plugin or theme running too early. Translations should be loaded at the init action or later. Please see Debugging in WordPress for more information. (This message was added in version 6.7.0.) in /home/sardasht/public_html/wp-includes/functions.php on line 6131covernews زودتر از حد مجاز فراخوانی شد. این معمولاً نشاندهندهٔ اجرای کدی در افزونه یا پوسته است که خیلی زود اجرا شده است. ترجمهها باید در عملیات init یا بعد از آن بارگذاری شوند. Please see Debugging in WordPress for more information. (این پیام در نگارش 6.7.0 افزوده شده است.) in /home/sardasht/public_html/wp-includes/functions.php on line 6131طبقه بندی Classification : در این مرحله، عاملان نسل کشی با شناسایی گروه هدف بر اساس قومیت ، ملّیت ، مذهب یا سایر ویژگی های تعیین کننده، بین «ما» و «آنها» تقسیم بندی ایجاد می کنند.
نمادسازی Symbolization : در این مرحله به گروه هدف ، نماد یا هویت خاصی داده می شود که آنها را از بقیه افراد متمایز می کند.این می تواند به شکل یک ملت خاص ، نژاد خاص ، آیین خاص ، زبان یا سایر نشانگرها انسانی باشد.
انسانزدایی Dehumanization : در این مرحله، اغلب از طریق تبلیغات یا زبان تحقیرآمیز، گروه مورد هدف برای نابودی، دارای شانی کمتر از سایر انسانها نشان داده میشود. این امر موجب توجیه متجاوزان بمنظور اقدام های خشونت بار علیه انسانها ( گروه هدف) شده و ارتکاب جنایت را اخلاقا برای جنایتکاران تسهیل میکند.
سازماندهی Organization : در این مرحله عاملان نسل کشی ، شروع به سازماندهی و برنامه ریزی اقدامات خود بمنظور پاکسازی گروه هدف می کنند. آنها ممکن است شبه نظامیان یا گروه های خاص نظامی را برای انجام حملات خود تشکیل دهند.
نابودی Extermination : این مرحله نهایی نسل کشی است که در آن ، گروه هدف به طور سیستماتیک و اغلب به تعداد زیاد کشته می شوند. این مرحله تا پاکسازی گروه هدف به طور عمده ادامه مییابد .
تمرکز بر نابودی به مرحله ای اشاره دارد که گروه هدف جمع آوری شده و قبل از کشته شدن در اردوگاه های کار اجباری یا سایر مکان های مشخص در حبس و تحت نظر قرار می گیرد.
تقریبا تمامی این مراحل در عملیات انفال توسط رژیم بعثی ،طرحریزی و انجام شد.
رژیم بعث در تلاش برای سرکوب مقاومت کُردها در برابر حاکمیت اقتدارگرای بغداد، ابتدا رهبران سیاسی و فرهنگی کُرد و سپس غیرنظامیان عادی را هدف این نسل کشی قرار داد.
در ابتدا به سرکردگی شخصی بنام علی حسن المجید مشهور به علی شیمیایی، که پسرعموی صدام بود ، تمام مناطقی که از نظر رژیم بعثی میبایست از ملت کُرد تصفیه شوند تحت نام «مناطق ممنوعه»، شناسایی شدند. بدین ترتیب خانه و موطن کُردها در اولین گام ، منطقه ممنوعه نام گرفت.
سپس طی یک عملیات آدمربایی گسترده دولتی، مردم مناطق ممنوعه که از قبل شناسایی شده بودند ، از زن و مرد و پیر و جوان و کودک ، به صورت جمعی و ناگهانی، ربوده و با ماشینهای زرهی سنگین ارتش بعثی از شمال عراق به مناطق جنوبی و غربی انتقال یافتند. در طول صدها کیلومتر انتقال اُسرای کُرد از شمال عراق به مناطق جنوبی ، تعداد زیادی اطفال، کهنسالان و بیماران و …که توان ادامهی راه را نداشتند، یا در مسیر جان باختند و یا در بیابانها به حال خود رها شدند.
برخی اردوگاههای اقامت موقّت که یادآور جنایات هیتلر در دوران حاکمیت نازیها در آلمان است، خود به قتلگاه کُردهای اسیر تبدیل شد.اردوگاههایی چون «دبس» ، «توبزاوا»، «تکریت» و «نقره سلمان» و…. از این جملهاند.
النهایه در مرحلهی آخر یعنی مرحله نابودی و پاکسازی ، تمام مردان بزرگتر از سیزده سال که در اسارت بعثیها بودند، توسط ارتش صدام کشته شدند. آنها را دستهدسته، از اردوگاهها جدا کرده و به بیابانها، (بویژه بیابان اطراف مرز عربستان) انتقال و در آنجا قتل عام میکردند.
شیوههای اجرای کشتار هم ، تقریبا مشابه شیوههای نازیها بود: گروهگروه، آنان را در کنارههای گودالهای بزرگ ِ ازپیش حفر شده فرستاده و سپس به رگبار میبستند تا در گودال سقوط کنند.
صدام حسین گمان باطلی داشت که با توجه به تمرکز جنگ در آن مناطق میتواند بعنوان غنیمتِ جنگی طولانی و بی ثمر با ایران ، بزعم خودش با اتخاذ راه حل نهایی ، به مساله کُرد در عراق پایان دهد.
او با همین هدف، دست به جنایتی هولناک زد تا ملتی را در خانه خود، برای همیشه از ریشه خشک کند .خیال خامی که نه تنها صدام بلکه برخی دیگر چون اردوغان نیز در ذهن و ضمیر داشته و دارند . صد البته که آنان نیز باید مانند دیکتاتور معدوم عراق این توهم را با خود به گور برند.
صدام در عملیات انفال با اتکا به ژنوساید فراگیر ملی ، نژادی ، فرهنگی و جغرافیایی و با تحمیل تلفات انسانی و خسارات مادی و محیط زیستی فراوان، صحنه های از سبعیت و دردندگی را به پرده کشید که هنوز پس از گذشت سی و پنج سال آثار دهشتناک آن برجای مانده است.
به گزارش دیده بان خاورمیانه (Middle East Watch): قتل عام 182 هزار انسان، تخریب کامل 4 هزار روستا، 30 ناحیه، 3100 مسجد، 100 کلیسا و تاراج داراییهای ساکنین این مناطق در کنار نابودکردن منابع طبیعی و زیستگاههای منطقه، بخشی از برآوردهای خسارتی این عملیات می باشند.
عملیات انفال به طور گسترده در جوامع و سازمانهای بین المللی به عنوان یکی از بزرگترین نسل کشی های تاریخ شناخته شده و یکی از دردناک ترین نمونه های خشونت دولتی علیه جمعیت اقلیت در تاریخ معاصر باقی مانده است.
١٤ آوریل مقارن با ٢٥ فروردین روز گرامیداشت قربانیان این فاجعه است.
یاد تمامی جان باختگان این جنایت بزرگ را گرامی میداریم.
در حقیقت، این استقبال در عالیترین سطح رئیس کشورها صورت گرفت، آن هم کشورهای تأثیرگذار، نه اقلیمی که تعدادی از طرفها خوابهای بدی برای آن دارند.
در این مدت اخیر، اقلیم کردستان تحت فشار اقتصادی و سیاسی و نیز تصمیمگیری درباره توقف صادرت نفت اقلیم کردستان قرار گرفته بود و در عین حال، تعدادی اظهارنظر و همچنین گزارشهای جهتدار و تلاش برای تضعیفکردن جایگاه اقلیم، نتوانست اراده اقلیم کردستان را در هم بشکند.
تحرکات دیپلماتیک رئیس اقلیم کردستان با بغداد و خارج و همچنین عکسالعمل سریع و دقیق حکومت اقلیم کردستان با وضعیت جدید و رسیدن به توافق با بغداد، کارهای هوشمندانهای بودند که نشاندهنده رشد سیاسی و تجربه حکمرانی در اقلیم کردستان است.
با نگاه به این وضعیت، برای من به عنوان یک ناظر سیاسی، دیدارهای روز 13 آوریل 2023 (24 فروردین 1402)، یادآور دیدار 2 دسامبر 2017 بود؛ که آن روز کردستان، در وضعیت سخت تحریم دیپلماتیک، تهدید، شاخ و شانه کشیدن و حرکات انگشتان سهشنبههای نخست وزیر آن زمان عراق و همچنین بستن خطوط هوایی و مرزها قرار داشت. ولی در آن روز، رئیس مکرون در کاخ الیزه؛ در استقبالی نایاب و افتخارآمیز از «نیچیروان بارزانی» که در آن زمان، نخست وزیر اقلیم کردستان بود، به بغداد و همپیمانانش گفت: اقلیم کردستان برای دنیای آزاد حائز اهمیت است و ما آن را حفظ میکنیم.
در دیدارهای «نیچیروان بارزانی» رئیس اقلیم کردستان در رم، با پاپ و نخست وزیر واتیکان، نخست وزیر ایتالیا، رئیس پارلمان و وزیر خارجه این کشور؛ دو طرف درباره موضوعات بسیار ارزشمندی به گفتوگو پرداختند، که بیشتر آنها همان پیامهایی را برای همه در بر دارد که اهمیت اقلیم کردستان و حمایت از اقلیم کردستان را نشان میدهد.
همچنین برای داخل اقلیم کردستان هم بایستی پیامی داشته باشد و آن پیام این است که رئیس پارلمان ایتالیا در دیدار با رئیس اقلیم کردستان گفت: «مردم کردستان، باید به خودشان افتخار کنند.» این پیام، برای تکتک مردم کردستان؛ بیشتر از یک پیام، حائز اهمیت است، مردمی که رودخانهای از خون را برای آزادی اهدا کرده و بر ضد ظلم و ستم و بیداد قیام کردهاند و همانطور که مسئولان کشورهای مختلف ابراز میدارند: «به نمایندگی از همه جهان، در برابر ترور و تروریستها ایستاد و بزرگترین گروه تروریستی را در خاک کردستان شکست داد»، چرا باید اعتقادش به قدرت، تواناییها و سرنوشت خودشان تضعیف شود؟
مردم کردستان که میبیند از طرف کشورهای قدرتمند و مهم دنیا به شیوهای رسمی و همچون رئیس کشورها از رئیس اقلیم کردستان استقبال میشود و پیام حمایت مسئولان عالیرتبه این کشورها درباره کردستان را میشنود، به چه دلیل باید حس عدم اعتماد به نفس را داشته باشد و الان هم مشغول خودخوری و شکست و تضعیف دیگری باشد؟
به چه دلیل، این جایگاه و شهرت زیبای اقلیم کردستان با زندگی مسالمتآمیز و شجاعت پیشمرگه مایه مباهات و افتخار نباشد و با همدیگر برای تقویت آن تلاش نکنیم؟ بایستی به یاد داشته باشیم که اگر چه بعد از قیام سال 1991، بخصوص بعد از کوچ اجباری و دسته جمعی کُردها، حفظ خاک کردستان تنها از دید و منظور انسان دوستانه و کمک به مردمی آواره و ستمدیده صورت گرفت؛ ولی در سالهای بعد، همدلی و زندگی مسالمتآمیز و آشتیجویانه اقوام کردستان و اسکان هزاران آواره و وجود تجربه دمکراسی که شهرت اقلیم کردستان را آوازه جهان کرد و بعدها در شکستدادن داعش به قله خود رسید.
در حال حاضر هم، همزمان با حفظ تمام دستاوردهای ارزشمندی که به دست آمده؛ ضروری است که پایههای رشد و توسعه اقلیم کردستان تقویت شوند. تحرکات کنونی دیپلماتیک رئیس اقلیم کردستان، همتراز با گفتوگوهای حکومت اقلیم کردستان با بغداد، شانهبهشانه دستاوردهای ارزشمند همدلی در میان اقوام کردستان و نیز فرهنگ زندگی مسالمتآمیز و آشتیجویانه، اساس اصلی قدرت نرم (soft power) را تشکیل میدهند.
قدرتی که برای ادامه حمایت دنیای آزاد، حفظ و پیشرفت حقوق اساسی، یکسانی گروههای سیاسی و همچنین یکپارچگی جامعه کردستان، تا تأمین آسایش و زندگی آرام، خیلی ضروری و حائز اهمیت است.
]]>